عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
501
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
يعنى : پادشاهى سليمان از دستش بشد و دوباره به دستش آمد ، آفتاب نيز در گذر خود پستى مىگيرد و به بلندى مىگرايد . ملك غسّان - مهور كندة . منارة الإسكندريّة . يكى از شگفتيهاى جهان است . پايهاش بر روى شيشه است و شيشه روى خرچنگى از مس است كه در كف دريا قرار دارد . و از مناره تا خشكى پلهاى شيشهاى كشيده شده . مناره سيصد و شصت و پنج خانه دارد و در بالاى آن آينهء بزرگى هست ديدبانى همواره در آن مىنگرد و كشتيهاى روميان را در آن مىبيند . هر گاه سلطان روم سپاه آرايى كند و خواهد كه به مصر بتازد همين كه كشتيها را به دريا افكندند و بادبانها را برافراشتند ، ديدبان در آينه مىبيند و مسلمانان را آگاه مىكند تا آماده شوند و جنگ افزار برگيرند . از آن رو ، بودن چنين آينهاى روميان را سخت ناخوش بود ، هنگامى كه يكى از خلفاء به اسكندريه رفت ، سلطان روم جاسوسى نزد او فرستاد و به خليفه آگهى داد كه در آن مناره گنجينههايى است كه ذو القرنين گذاشته . خليفه فرمود تا ويرانش كردند و آينه را كندند و آن طلسم نيز تباه شد امّا گنجى نيافتند و روشن شد كه همهء آنها نيرنگى بود براى ويران ساختن مناره و كندن آن آينه و فانوس . و چون در پى آن جاسوس رفتند نيافتند . خليفه فرمود با گچ و آجر بنا را از نو برآوردند امّا سر يك منارهء اصلى حاصل نشد . بلندى مناره سيصد گز به گز ملكى بود يعنى برابر چهارصد و پنجاه گز كه بالاترين اندازه بلندى ساختمان بود . عبد الله بن عمرو بن عاص مىگفت : شگفتيهاى جهان چهار است : منارهء اسكندريّه ، كه بالاى آن آينهاى است هر گاه كسى در زير آن بنشيند مىتواند قسطنطنيه را ببيند در حالى كه از آنجا تا قسطنطنيه پهناى دريا فاصله است . دومى اسبى مسى در اندلس است سوارى - نيز مسين - بر آن سوار - دستانش